مکروهاتی که آثار مخرب تر از گناه صغیره دارند؟
از خنده بلند تا پرخوری: مکروهاتی که بدتر از گناه عمل می کنند!
این مکروهات آثار مخرب تر از گناه صغیره دارند؟
در ذهنیت عموم جامعه، احکام پنج گانه شرعی (واجب، حرام، مستحب، مکروه، مباح) سلسله مراتبی خطی و ساده به نظر می رسد. حرام در پایین ترین جایگاه قرار دارد و مکروه یک پله بالاتر از آن واقع شده است؛ گویی فاصله ای عظیم میان این دو وجود دارد. گناه، گناه است و عقابی بر آن مترتب است؛ در حالی که مکروه، صرفاً یک «ترک اولی» تلقی می شود و عقابی ندارد.
این تصور، هرچند از منظر فقهی در مقام تعریف، صحیح است، اما از دیدگاه «فلسفه احکام»، «آثار وضعی اعمال» و «سیر و سلوک معنوی»، نگاهی ساده انگارانه و گاه خطرناک به شمار می رود.
اجازه دهید ابتدا تعریفی کوتاه از دو مفهوم کلیدی بحث ارائه شود:
گناه صغیره: عملی است که ذاتاً نافرمانی خداوند محسوب می شود، اما شارع مقدس برای آن تهدید به عذاب آتش نکرده و حد معینی نیز مقرر ننموده است. البته همین گناه صغیره، در صورت اصرار ورزیدن یا سبک شمردن (استخفاف)، به گناه کبیره تبدیل می گردد.
مکروه: عملی است که انجام آن عقاب و مجازات ندارد، اما ترک آن دارای پاداش و ثواب است. به عبارت دیگر، خداوند متعال آن عمل را نمی پسندد و از بنده اش می خواهد که از آن دوری کند، هرچند او را برای انجامش مجازات نمی نماید.
حال، پرسش اصلی این است: چگونه یک فعل «مکروه» که فاقد عقاب است، می تواند مخرب تر از یک گناه «صغیره» باشد که متضمن نافرمانی و استحقاق عقاب است؟
پاسخ: ابعاد مخرب مکروهات
پاسخ به این پرسش در سه محور اصلی نهفته است: اثر تجمعی و عادی سازی، ذریعه (وسیله) بودن برای حرام، و آثار وضعی مستقیم. در ادامه، هر یک را با استناد به روایات و نمونه های عملی بررسی می کنیم.
1. اثر تجمعی و عادی سازی
گناه صغیره، به دلیل عنوان «گناه»، معمولاً با احساس شرم، پشیمانی و عذاب وجدان همراه است. مؤمن پس از ارتکاب آن، به فکر توبه می افتد. اما مکروه، به سبب فقدان عنوان «حرمت»، به آسانی در زندگی روزمره نهادینه می شود. برچسب «این که گناه نیست، مکروه است!» توجیهی برای تکرار و مداومت بر آن فراهم می آورد. این تکرار، دو اثر مخرب دارد:
قساوت قلب: عملی که مورد بغض و کراهت الهی است، وقتی به عادت روزمره تبدیل شود، به تدریج نورانیت قلب را زایل می کند و انسان را از درک لطایف معنوی محروم می سازد.
قبح زدایی: حساسیت روح را نسبت به اوامر و نواهی الهی کاهش می دهد. کسی که به راحتی مرزهای کراهت را زیر پا می گذارد، آمادگی بیشتری برای ورود به مرزهای حرمت پیدا می کند. مکروهات، در حقیقت، حریم و منطقۀ احتیاطی حرام هستند.
نمونه اول: خنده بلند و قهقهه
در سیره نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت علیهم السلام، خنده ایشان همواره به صورت تبسم بوده است. قهقهه، یعنی خنده ای که با صدا و بلند باشد، امری مکروه شمرده شده است. این عمل در ظاهر گناه نیست، اما به آثار آن بنگرید. امام صادق علیه السلام در روایتی معتبر می فرمایند: «الْقَهْقَهَهُ مِنَ الشَّیْطَانِ» (خنده با صدای بلند از شیطان است).
همچنین، در وصایای مشهور پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به جناب ابوذر غفاری می خوانیم: «یَا أَبَا ذَرٍّ، إِیَّاکَ وَ کَثْرَهَ الضَّحِکِ، فَإِنَّهُ یُمِیتُ الْقَلْبَ» (ای ابوذر، از خنده زیاد بپرهیز، چرا که قلب را می میراند).
یک لحظه تأمل کنید! اثر این مکروه چیست؟ «مردن قلب». یک گناه صغیره، مانند یک نگاه خطا، ممکن است قلب را غبارآلود کند، اما تکرار قهقهه، که نشان از غفلت و سبکی دارد، قلب را – که مرکز حیات معنوی انسان است – به کلی از کار می اندازد. قلبی که مرده، دیگر از شنیدن آیات قرآن متأثر نمی شود، از یاد مرگ تکان نمی خورد و از مناجات با پروردگار لذت نمی برد. حال، قضاوت کنید: کدام مخرب تر است؟ قلبی زنده که لکه ای بر آن افتاده و با استغفار پاک می شود، یا قلبی که به ظاهر پاک است اما حیات معنوی خود را از دست داده؟ این مکروه، زیرساخت اصلی ترین ابزار سلوک، یعنی «قلب سلیم»، را نابود می کند.
2. ذریعه (وسیله) بودن برای حرام
بسیاری از مکروهات، به مثابه سراشیبی نرم، انسان را به سمت گناهان بزرگ سوق می دهند.
نمونه دوم: پرخوری و سیری مفرط
خوردن تا مرز سیری کامل، مکروه است. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «إِیَّاکُمْ وَ الْبِطْنَهَ فَإِنَّهَا مَقْسَاهٌ لِلْقَلْبِ وَ مَکْسَلَهٌ عَنِ الصَّلَاهِ وَ مَفْسَدَهٌ لِلْجَسَدِ» (از پرخوری بپرهیزید، که موجب قساوت قلب، سستی در نماز و تباهی بدن می شود).
یک نگاه گذرا به نامحرم (بدون قصد لذت) گناه صغیره ای است که ممکن است همان لحظه با استغفار پاک شود. اما عادت به پرخوری – که مکروه است – چه می کند؟ قلب را سخت می نماید، انسان را از شیرینی عبادت و مناجات شبانه محروم می سازد و زمینه انواع بیماری های جسمی و روحی را فراهم می کند. این عادت، زیرساخت معنویت فرد را هدف قرار می دهد و او را در برابر گناهان دیگر، از جمله شهوات، آسیب پذیرتر می سازد.
3. آثار وضعی مستقیم
برخی مکروهات، دارای آثار وضعی مستقیم بر رزق و توفیقات انسان هستند که این آثار، به مراتب از تبعات یک گناه صغیره منفرد، شدیدتر است.
نمونه سوم: خواب بین الطلوعین
خوابیدن بین اذان صبح و طلوع آفتاب، از مکروهات مشهور است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «نَوْمَهُ الْغَدَاهِ مَشْئُومَهٌ تَطْرُدُ الرِّزْقَ وَ تُصَفِّرُ اللَّوْنَ» (خواب صبح، شوم است، روزی را دور می کند و رنگ چهره را زرد می سازد).
این مکروه، شاید در ظاهر نافرمانی مستقیمی نباشد، اما نظام توزیع ارزاق معنوی و مادی انسان را مختل می کند. فردی که این عادت را دارد، خود را از برکات معنوی سحر و ارزاق مقدر آن ساعت محروم می نماید. این، یک خسارت استراتژیک و دائمی در زندگی است، در حالی که یک گناه صغیره گذرا، ممکن است با یک عمل نیک جبران شود.
نتیجه گیری: نگاهی حداکثری به احکام الهی
نگاه ما به دین نباید حداقلی و مبتنی بر «فرار از عقاب» باشد؛ این نگاه، انسان را در مرز خطرناک مکروه و حرام متوقف می کند. نگاه یک انسان فرهیخته و طالب کمال، باید حداکثری و مبتنی بر «جلب محبت و رضایت الهی» باشد. خداوند وقتی عملی را «مکروه» می شمارد، یعنی آن را «دوست ندارد». برای یک بنده عاشق، همین «دوست نداشتن معبود»، بزرگ ترین عامل برای ترک آن عمل است.
خطر مکروهات مشهور در «عادی شدن»، «تکرار بی دغدغه» و «آثار وضعی ویرانگر» آن هاست. این اعمال، مانند موریانه ای هستند که بی صدا پایه های ایمان و معنویت را از درون پوک می کنند، در حالی که گناه صغیره مانند ترکی بر دیوار است که به چشم می آید و انسان را به فکر ترمیم وامی دارد.
بیایید با بصیرت دینی، حریم مکروهات را همانند حریم محرمات پاس بداریم و بدانیم که رسیدن به قله های کمال، با پرهیز از دره های به ظاهر کم عمق مکروهات آغاز می شود.
گردآوری: بخش مذهبی ساختمانیار
