» فرهنگ و هنر » تاریخ و تمدن » بیوگرافی طغای تیمور خان، رقیب مغولی ابوسعید بهادرخان
تاریخ و تمدن

بیوگرافی طغای تیمور خان، رقیب مغولی ابوسعید بهادرخان

۱۴۰۴/۱۰/۰۳ 10

زندگینامه طغاتیمور خان به بررسی زندگی یکی از مدعیان ایلخانی پس از مرگ ابوسعید بهادرخان می‌پردازد.طغاتیمور خان از نوادگان جوچی قسار برادر چنگیز خان بود و برای مدتی بر خراسان حکومت کرد.او با چالش‌هایی مانند قیام سربداران روبرو شد و در نهایت به دست آن‌ها کشته شد.در این مقاله از ساختمان‌یار، جزئیات کامل زندگی او را بخوانید.

 

حکومت طغاتیمور خان در خراسان: چالش‌ها، جنگ‌ها و سقوط

زندگینامه طغاتیمور خان

طغاتیمور خان، که با نام‌های طغای تیمور خان، تغا تیمور خان یا پادشاه طغاتیمور نیز شناخته می‌شود، یکی از شاهزادگان مغول در دوره ایلخانان مغول در ایران بود. او پس از مرگ ابوسعید بهادرخان، آخرین ایلخان رسمی مغول، با پشتیبانی بزرگان مغول خراسان ادعای ایلخانی کرد و برای مدتی کوتاه بر بخش‌هایی از خراسان و گرگان (جرجان) حکومت راند. دوره حکومت او از سال 737 تا 754 قمری (معادل 1337 تا 1353 میلادی) طول کشید و با مرگ او به دست سربداران پایان یافت. طغاتیمور نمادی از آشفتگی و تجزیه امپراتوری ایلخانان پس از ابوسعید است، جایی که مدعیان متعددی برای تاج و تخت رقابت می‌کردند.

نسب طغاتیمور به جوچی قسار، یکی از برادران چنگیز خان، می‌رسد. او پسر سودای کاون (یا سودی کاون) و احتمالاً نوه اوتکین، برادر چنگیزخان، بود. خاندان او از قبیله بابا بودند که در اوایل قرن هشتم هجری به خدمت ایلخانان درآمدند. این خاندان نقش مهمی در سیاست‌های محلی خراسان و مازندران ایفا می‌کردند، اما اغلب در حاشیه قدرت مرکزی قرار داشتند.

 

زندگی اولیه و پیشینه خانوادگی

اطلاعات درباره زندگی اولیه طغاتیمور تا پیش از سال 733 قمری محدود و گاه متناقض است. خاندان او در سال 705 قمری با حدود ده هزار تن (تومان) از مغولان به خراسان آمدند و به خدمت الجایتو ایلخان (حکومت: 703–716 قمری) درآمدند. با این حال، در سال 715، بابابهادر (جد طغاتیمور) و پسرش سودی در حمله به خوارزم به دستور الجایتو کشته شدند و بازماندگان قبیله بابا به مازندران مهاجرت کردند.

 

پدر طغاتیمور، سودی کاون، در سال 733 به فرمان ابوسعید بهادرخان (حکومت: 716–736 قمری) با اتباعش به خراسان بازگشت و در سرخس مستقر شد، اما همان زمستان در مازندران درگذشت. طغاتیمور خود ابتدا در خدمت الجایتو بود، سپس به ابوسعید پیوست و بعد از آن به امیر شیخ علی، امیرالامرای خراسان و مازندران، ملحق شد. او تا مرگ ابوسعید در غرب ایران به عنوان یکی از ملازمان ایلخان فعالیت می‌کرد و پس از مرگ پدرش در سال 733، به خراسان رفت و آنجا اقامت گزید.

 

در این دوره، طغاتیمور در رویدادهایی مانند لشکرکشی الجایتو به شام شرکت داشت و حتی به حکومت دیاربکر فرستاده شد. این تجربیات اولیه او را با سیاست‌های پیچیده ایلخانان آشنا کرد، اما او بیشتر به عنوان یک حاکم محلی در خراسان شناخته می‌شد تا یک مدعی مرکزی.

 

طغای در سریال سربداران, زندگینامه طغاتیمور خان

 

ادعای حکومت و رویدادهای کلیدی

پس از مرگ ابوسعید بهادرخان در سال 736 قمری (ظاهراً بر اثر مسمومیت)، امپراتوری ایلخانان به سرعت دچار تجزیه و آشفتگی شد. مدعیانی مانند آرپاخان، موسی خان و محمد خان عنوان ایلخانی را بر خود نهادند. در این میان، طغاتیمور با پشتیبانی امیران مخالف شیخ حسن بزرگ (از خاندان ایلکانی)، مانند ارغونشاه و شیخ علی، در مازندران به حکومت رسید. آن‌ها سکه به نام او ضرب کردند، خطبه خواندند و علاءالدین محمد را به عنوان وزیر او منصوب کردند.

 

در سال 737، طغاتیمور با لشکریانش به آذربایجان تاخت و سلطانیه را تصرف کرد. او در چپاول عراق عجم شرکت کرد و موسی خان را شکست داد، اما پس از صلح با موسی، در مراغه با شیخ حسن بزرگ روبرو شد و جنگ را ترک کرد که منجر به شکست و قتل موسی شد. با این حال، ارغونشاه طغاتیمور را دستگیر کرد و شیخ علی را کشت. شیخ حسن بزرگ بعداً طغاتیمور را آزاد کرد و در سال 739 در نیشابور به سلطنت رساند. او حتی در بغداد به نام طغاتیمور خطبه خواند و او را دعوت کرد.

 

طغاتیمور دو بار به غرب ایران لشکر کشید: یک بار در 739 با ارغونشاه به سلطانیه رفت و با شیخ حسن چوپانی مذاکره کرد، اما پس از خیانت احتمالی، شبانه به خراسان بازگشت. بار دوم در 742، برادرش شیخ علی کاون را برای فتح عراق عجم فرستاد، اما او شکست خورد و به مازندران بازگشت. این لشکرکشی‌ها ناکام ماندند زیرا امرای مغول غرب ایران از طغاتیمور حمایت نکردند. او دست از ادعای ایلخانی برنداشت، اما تلاش برای گسترش قدرت را کنار گذاشت و به خراسان و گرگان بسنده کرد.

 

در این دوره، طغاتیمور با ترکان خاتون ازدواج کرد و سکه‌هایی به نام او در اسفراین و دیگر نقاط ضرب شد. او همچنین با معزالدین حسین، حاکم هرات و دامادش، روابطی داشت که استقلال محلی او را پذیرفت.

 

روابط با سربداران و چالش‌های داخلی

یکی از چالش‌های عمده حکومت طغاتیمور، قیام سربداران در خراسان بود که به رهبری امیر وجیه‌الدین مسعود (متوفی 745 قمری) آغاز شد. عوامل این قیام شامل بی‌کفایتی طغاتیمور و ظلم وزیرش علاءالدین محمد بود. سربداران از جام و باخرز تا مازندران را تسخیر کردند. طغاتیمور به دلیل تمرکز بر لشکرکشی‌های غربی نتوانست به طور مؤثر واکنش نشان دهد.

او ابتدا برادرش شیخ علی کاون را برای سرکوب فرستاد، اما او در بیهق شکست خورد و کشته شد. سپس ارغونشاه شکست خورد و طغاتیمور شخصاً سه بار با سربداران جنگید، اما شکست خورد و سرخس، زاوه و طوس را از دست داد. او به لارقصران گریخت و با ملوک رستمدار و ملک فخرالدوله (شاه مازندران) متحد شد. مسعود در سال 743 به آمل و ساری تاخت و فیروزکوه و رستمدار را گرفت، اما در سال 745 در رستمدار کشته شد.

 

پس از مرگ مسعود، سربداران از سبزوار تا مازندران را کنترل کردند، اما به طغاتیمور خراج می‌پرداختند و او عنوان سلطنت خراسان را حفظ کرد. در سال 752، خواجه یحیی کرابی (یا کراوی) امیر سربداران شد و بیهق، نیشابور و طوس را گرفت. طغاتیمور او را فراخواند، اما یحیی تأخیر کرد.

 

مرگ و پایان حکومت

در سال 754 قمری (دسامبر 1353 میلادی)، خواجه یحیی کرابی ظاهراً برای اظهار بندگی با 300 تن به اردوی طغاتیمور در سلطان دوین (نزدیک استراباد) رفت، اما در یک حمله غافلگیرانه او و اطرافیانش را کشت. این رویداد به حکومت طغاتیمور پایان داد و آخرین تلاش برای احیای ایلخانی در خراسان را خنثی کرد. پس از او، لقمان به عنوان جانشین ظاهر شد، اما قدرت واقعی به سربداران رسید.

 

ویژگی‌ها، میراث و ارزیابی تاریخی

طغاتیمور توسط مورخانی مانند محمد بن علی شبانکاره‌ای به عنوان فردی عادل، جامع کمالات سلطانی وصف شده است. شاعر مشهور ابن یمین (685–769 قمری) مداح او بود و قطعاتی در وصف کارهای پسندیده‌اش سرود. او عمارت‌های زیبایی در مشهد ساخت که نشان‌دهنده علاقه‌اش به معماری و فرهنگ بود.

 

با این حال، حکومت او با ناکامی‌های نظامی و عدم توانایی در اتحاد امرای مغول همراه بود. طغاتیمور نمادی از دوران افول ایلخانان است، جایی که قدرت محلی بر قدرت مرکزی غلبه کرد. مرگ او راه را برای قدرت‌گیری سربداران و بعدها تیموریان هموار کرد. منابع تاریخی مانند مجمع‌الانساب شبانکاره‌ای، تاریخ شیخ اویس قطبی اهری، و آثار حافظ ابرو جزئیات ارزشمندی از زندگی او ارائه می‌دهند. 

 

سوالات متداول درباره زندگینامه طغاتیمور خان

1. طغاتیمور خان کیست؟

طغاتیمور خان یکی از شاهزادگان مغول و مدعیان ایلخانی پس از مرگ ابوسعید بهادرخان، آخرین ایلخان رسمی مغول، بود. او از نوادگان جوچی قسار (برادر چنگیز خان) و برای مدتی بر خراسان و گرگان حکومت کرد.

 

2. نسب طغاتیمور خان به چه کسی می‌رسد؟

طغاتیمور خان از نوادگان جوچی قسار، یکی از برادران چنگیز خان، بود و خاندان او از قبیله بابا به شمار می‌رفت که در خدمت ایلخانان درآمدند.

 

3. دوره حکومت طغاتیمور خان چه زمانی بود؟

حکومت طغاتیمور خان از سال 737 قمری تا 754 قمری (1337 تا 1353 میلادی) طول کشید و عمدتاً بر بخش‌هایی از خراسان و گرگان محدود بود.

 

4. طغاتیمور خان با چه کسانی درگیر بود؟

طغاتیمور خان با مدعیان دیگر ایلخانی مانند شیخ حسن چوپانی رقابت داشت و همچنین با قیام سربداران در خراسان روبرو شد که چالش بزرگی برای حکومت او بود.

 

5. طغاتیمور خان چگونه کشته شد؟

طغاتیمور خان در سال 754 قمری توسط خواجه یحیی کرابی، امیر سربداران، در یک حمله غافلگیرانه در نزدیکی استراباد (سلطان دوین) کشته شد و این رویداد به پایان حکومت او منجر گردید.

 

سخن آخر

طغاتیمور خان، به عنوان یکی از آخرین مدعیان ایلخانی مغول در ایران، نمادی از دوران گذار و آشفتگی پس از فروپاشی امپراتوری ایلخانان است. حکومت کوتاه و پرتلاطم او در خراسان، علی‌رغم ویژگی‌های مثبتی مانند عدالت و علاقه به عمران و فرهنگ، نتوانست جلوی تجزیه قدرت مرکزی و قیام جنبش‌های محلی مانند سربداران را بگیرد. مرگ غافلگیرانه‌اش به دست خواجه یحیی کرابی در سال 754 قمری، نه تنها به زندگی او پایان داد، بلکه نقطه پایانی بر تلاش‌های احیای سلطنت مغولی در شرق ایران بود و راه را برای قدرت‌گیری حکومت‌های ایرانی مانند سربداران و سپس تیموریان هموار کرد. مطالعه زندگی طغاتیمور خان به ما یادآوری می‌کند که تاریخ ایران در قرن هشتم هجری، دوره‌ای پر از چالش، رقابت و تحول بود که در نهایت به رهایی از سلطه مستقیم مغولان و بازگشت قدرت به دست ایرانیان انجامید.

 

 

 

گردآوری: بخش فرهنگ و هنر ساختمان‌یار 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×